دوستی

جملات قصارشیمیایی
نویسنده : کتایون - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۸
 

جملات قصارشیمیایی

@جنس زغال و الماس هر دو از کربن است. این، به رفتار اتم‌های
کربن بستگی دارد که به زغال
تبدیل شوند یا الماس شوند. زمانی که می توان الماس بود، چرا زغال باشیم؟

بروید به ادامه ی مطلب


 
 
نقاشی
نویسنده : کتایون - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢
 
در این سایت یک آدمک
بکشید ، اون شروع به حرکت میکنه و یه داستان شروع میشه ، باید در حین
داستان با کشیدن وسایلی که لازم داره باز هم کمکش کنید تا به هدفش برسه !!
 
www.drawastickman.com 
 
 

 
 
خدابیامرزدت فردوسی
نویسنده : کتایون - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٦
 

عجب شعری تشویق تشویق تشویق

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم

سراینده:حکیم ابوالقاسم فردوسی


 
 
کمی تامل کنیم
نویسنده : کتایون - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٧
 

کمی تامل کنیم

 

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می­ شکند، یک زندگی به پایان می­رسد.

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیروئی ازداخل می­ شکند، یک زندگی آغاز می­شود

تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود

                               



 
 
بسته بندی های خلاقانه
نویسنده : کتایون - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٠
 

قابل توجه تولیدکنندگان وطنی متفکر

بروید به ادامه ی مطلب


 
 
چای کیسه ای
نویسنده : کتایون - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠
 

کشورهای دیگه چای کیسه ای تولید وبسته بندی می کنند  وکشور ما هم همین طور . ولی این کجا و آن کجا .....

بروید به ادامه ی مطلب


 
 
حاضرجوابی بچه ها
نویسنده : کتایون - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥
 
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجود اینکه پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد
دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم
معلم گفت: اگر حضرت یونس به بهشت نرفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید
...
برویدبه ادامه ی مطلب

 
 
آسان بیندیش راحت زندگی کن
نویسنده : کتایون - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٦
 
 
 آسان بیندیش راحت زندگی کن
میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام  خانه را با سبز رنگ آمیزی کند . همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند. پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد. بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته ؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته." مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام. برای مداوای چشم دردتان،  تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری. تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد.

 
 
خلاصه ی زندگی در پنج بطری
نویسنده : کتایون - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
 


 
 
ای کسانیکه ایمان آورده اید
نویسنده : کتایون - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦
 

ای کسانیکه ایمان آورده اید نمی خواهید بیندیشید به چه ایمان آورده اید؟

ای کسانیکه ایمان آورده اید گاهی بازگردیدوبه آنچه ایمان آورده ایدنگاهی دوباره بیاندازید.

 


 
 
← صفحه بعد