دوستی

سال نو

فرارسیدن سال نورابه همه دوستان تبریک عرض می کنم امیداست با بهارگل گلهای بهارامیدتان بشکفد و از طراوت جهان طبیعت دلت راطراوتی حاصل آید تا از شادمانی لبت همچون غنچه گل بخندد

| ۱۳۸٦/۱٢/٢٩ | ۱:۳۳ ‎ب.ظ | کتایون نظرات () |

عیدنوروز

عید نوروزهمیشه برام یک شادی همراش داشته ولی امسال بابقیه عیدها فرق میکنه احساس خوبی ندارم شاید مقداریش به ازدست دادن فرزندم برگرده ولی بیشترش برمیگرده به قیافه محزون اکثر آدمها . والا با این تورم و گرانی وحشتناک کی دیگه میتونه یک حداقل چیزهاروواسه خانوادش فراهم کنه ؟ فقط تواین بین بچه ها خوشحالند که عید میاد و عیدی میگیرند خبرندارند این عیدی ها چه جوری و از کجا میاد . بیچاره پدر بزرگ و مادر بزرگها که تو این سن و سال به جای استراحت تو صف های بلند بانکها سرگردانند و غمگین از اینکه امسال دیگه چه جوری سر نوه هارو رو شیره بمالند . رفت و آمدهای عید هم که کم شده این هم سنت عید نوروز که سال به سال داره کمرنگ تر میشه .

| ۱۳۸٦/۱٢/٢٠ | ٤:٤٤ ‎ب.ظ | کتایون نظرات () |

 درد تنهایی

یک وقتهایی خیلی دلم می گیره احساس می کنم دارم درجا می زنم واین یعنی یک وضعیت بد .ازاینکه زانوی غم بغل بگیرم و افسرده بشم بدم میاد ولی وقتی تو مکانی کا رمیکنی وتومکانی هم زندگی می کنی که همش بهت امواج منفی میدن خوب معلومه یک جا کم میاری .یه جورایی خسته میشی ازدلداری دادن و همدلی کردن خسته شدم  به جای اینکه تواین شرایط همد لم باشن چون درونگراهستم فکرمی کنن این منم که قوی  هستم و باید همراه بقیه باشم از خانواده و همسرم گرفته تا فامیل و همکار فقط یک چندتایی دوست برام مونده که اونقدروضعیت زندگی مشکله که آدم روش نمی شه چیزی بگه .نمونه اش همین هفته پیش که خانوادم مسافرت بودن و همسرم سرکار خیلی از وسایل بچه ازدست رفته مو سریع جمع وجورکردم و یک آژانس گرفتم و بردم یک جایی که اونها که نیازدارن مصرف کنن . بعدش نشستم فکرکردم این وظیفه اطرافیانم بود که این کاردردناک روبه جای من مادر بدبخت انجام بدن . وقتی هم که حرفش پیش بیاد میگن تو قوی هستی . حالایکی نمی تونه به روش بیاره همیشه باید ازش سوء استفاده کرد؟اینوبارها توخیلی جاها دیدم نمی دونم این چه خصوصیاتی که دارم وازش متنفرم . خلاصه که توبدوضعیتی گیرکردم دکتر روانشناس هم میگه شما سالمید و باید کمک کنی که اطرافیانت معالجه بشن .این دیگه واقعا نوبرشه .خداهم که  انگارزوم کرد رومن ازدر و دیواربرام گرفتاری جور میشه این و مطمئنه که حالا حالا هم از رو نمی رم . قادر مطلقه و نمیشه اعتراضی کرد . خدایا شکرت 

| ۱۳۸٦/۱٢/۱٢ | ٥:۳٢ ‎ب.ظ | کتایون نظرات () |

سلام دوستان خلاصه موفق شدم بااین تغییرات وبلاگ آشنا بشم آزاده جان دستت دردنکنه کمکم کردی
| ۱۳۸٦/۱٢/۸ | ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ | کتایون نظرات () |

Design By : shotSkin.com