دوستی

آهنگرى بود که با وجود رنج‌هاى متعدد و بیمارى‌اش عمیقاً به خدا عشق مى‌ورزید. روزى یکى از دوستانش که اعتقادى به خدا نداشت از او پرسید: «تو چگونه مى‌توانى خدایى را که رنج و بیمارى نصیبت مى‌کند دوست داشته باشى؟»
آهنگر سر به زیر آورد و گفت: «وقتى که مى‌خواهم وسیله‌اى آهنى بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار مى‌دهم. سپس آن را روى سندان مى‌گذارم و مى‌کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد مى‌دانم که وسیله مفیدى خواهد بود اگر نه آن را کنار مى‌گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره‌هاى رنج قرار ده اما کنار نگذار!»
منبع : 

خانم الهه امینى (از اعضاى روان‌یار)

   
| ۱۳۸٩/۳/٤ | ۱:۱٠ ‎ق.ظ | کتایون نظرات () |

Design By : shotSkin.com