دوستی

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی شاید کسی که روزی با تو خندیده رو ازیاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنردنیاست.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمیاز درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی اگر بتونی دیگری را همونطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.


به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی کسی که دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.

| ۱۳٩٢/٤/٢٥ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | کتایون نظرات () |

Design By : shotSkin.com