دوستی

جمعه یکی ازدوستان پدرم میمان مابوداین آقادوسال پیش یک عمل بازقلب داشت وحالابادقت و وسواس زیادی غذامی خورد ازیک اتفاقی که چندروزپیش برایش افتاده بود حرف میزد و من فکرکردم بدنیست که این اتفاق رو اینجا ذکرکنم .این آقا چندروزپیش وارد مطب پزشک معالجش شد ومن عین جملات ردوبدل شده رو درپایین ذکر میکنم .

پزشک : باید یک نوارقلب ازتان بگیرم

مریض :دکتر چندروزپیش کمی حالت تهوع داشتم به درمانگاه .... رفتم و بعد از گرفتن نوار قلب گفتند شما مشکلی ازاین بابت ندارید

پزشک : بهرحال باید دوباره چک شوید

مریض به ناچار روی تخت دراز میکشد و پس از گرفتن نوارقلب :

پزشک : شماطپش قلب شدید دارید واین خیلی خطرناکه بهتره یک اکو ی قلب نیز انجام بدهیم

مریض : دکتر من حالم خوبه

پزشک : باید چک شوید

مریض : دکتر من حالم خوبه

پزشک : نوارکه اینو نمیگه

مریض : لابد دستگاه خرابه

پزشک : بلندشوید وبروید تو اتاق اکو

مریض (با عصبانیت ) : من حالم خوبه دستگاهت خرابه

پزشک : البته این دستگاه خراب بود ولی من فکرکردم درست شده شما می تونید بروید و 3 ماه دیگه برای بررسی مجدد بیایید

خداوکیلی چندنفرازما عکس و آزمایش غیرلازم گرفتیم یا داروهای نامربوط خوردیم ؟ فکرکنم این پزشک معروف یکی از اون نابغه هایی بود که تو یکی ازپستهای قبلی نوشتم . مراقب سلامتیتون باشید که گذرتان به دواودکتر نیوفته چون ماشاا... کم ازاین نابغه ها تومملکت نداریم

| ۱۳۸٧/٥/٥ | ٤:٥۳ ‎ب.ظ | کتایون نظرات () |

Design By : shotSkin.com