دوستی

دیگه کم کم داریم به مهرماه نزدیک می شیم و من دارم خودمو آماده می کنم که پس از یک سال و اندی به محل کارم یعنی مدرسه بروم امسال هم مدیرمحترم رحم نکردوهرچی پیش دانشگاهی و سوم داشت تقدیم بنده نمود که مثلا زیاداستراحت کردم و تازه نفسم ولی بابا من چه استراحتی کردم پسرم تازه یک هفته است که بعد ٨ ماه یادگرفته شبهاواسه شیرخوردن دوساعت به دوساعت منوبیدارنکنه ولی گذشته ازشوخی توخونه موندن هم حوصله آدموسرمی بره و منم دلم واسه مدرسه تنگ شده بیچاره پدربزرگ و مادربزرگها که بایدمهدکودکشون رو دایر کنندزبان

| ۱۳۸۸/٦/۱۱ | ۱:۱۸ ‎ق.ظ | کتایون نظرات () |

Design By : shotSkin.com