شعرطنز

 

اهل دانشگاهم
 رشته ام علافی‌ست

جیب‌هایم خالی ست
 پدری دارم حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
 و خدایی که مرا کرده جواب.
 اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
 من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
 مرد تاجر خوب است!؟
 و مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
 (چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)
 باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند
 که من اینجا فهم را فهمیدم
"من به گور پدر علم و هنر خندیدم
/ 8 نظر / 5 بازدید
صحرا

سلام خانم معلم چه قدر دلم براتون تنگ شده.......... مطلب قشنگی بود راستی دیروز روز ما مهندساااااا بوداااااااا!!!!!!!!!

پــانـــدول

منم به گور پدر علم و هنر خندیدم اینجا فقط پول و قدرته که شرطه , اگه نداشتی حداقل باید یه پارتی داشته باشی که یه بخور و نمیری واسه خودت دست و پا کنی

محمد پور

سلام خانوم وبلاگتون عالی طرفدار پرو پا پایتونم[تایید]