ای دبستانی ترین احساس من

درس پند آموز روباه وکلاغ

روبه مکارو دزد دشت وباغ

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی با هوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز وسرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن میدرید

تا درون نیمکت جا میشدیم

ما پرازتصمیم کبری میشدیم

پاک کن هایی زپاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جارو ی   با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بودوتفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک میشدیم
لا اقل یک روز کودک میشدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم یاد وهم نامت بخیر
یاد درس آب وبابایت بخیر
ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن
منبع : یک ایمیل ارسالی
/ 8 نظر / 12 بازدید
ایلسا

سلام چقدررررررررررر زیبا بود لذتی بسیار بردم در تولدم همراهم می شوی ؟ [گل]

عبداله

سلام دوست من بسیار زیبا و خاطره انگیز به سال های دور و خاطرات همیشه نزدیک رفتیم و حسرت خوردیم موفق و سربلند- وقت کردی سر بزن بااای

پــانـــدول

خوب بلدی پرنده خیال آدمو پر بدی بره اون ور مرزای این دنیای خسته کننده لذت بردم ممنون

شهرام

سلام کتایون جان خوبی؟وب زیبا و پر محتوایی داری خوشحال میشم یه سر بیای پیشم منتظرتم بای

احسان والناز

سلام کتایون خانم. منو شوهرم از مطالب و نوشته هاتون بخصوص در مورد مثبت زندگی کردن خیلی استفاده کردیم. سر بزنید خوشحال میشیم. موفق باشید[گل]

خانم معلم

سلام خانم مستجیری اومدم روز معلمو بهتون تبریک بگم[قلب] الهی که وجودتون همیشه پر ازعشق به بچه های این سرزمین باشه [گل]